چه بارانی است در بیرون این اتاق !

باران ؟

ابرهای همه ی غم های تاریخ ، یک باره بر سرم باریدن گرفته اند...

کسی نمیداند که در چه دردی و تبی می سوزم و . . . می نویسم !