“دست خالی را باید بر سر کوبید”
دست هایم خالی اند... جای خالی دستهای تو را هیچ کس برایم پر نمیکند
راست میگفت شاملو: “دست خالی را باید بر سر کوبید”

دست هایم خالی اند... جای خالی دستهای تو را هیچ کس برایم پر نمیکند
راست میگفت شاملو: “دست خالی را باید بر سر کوبید”

ازصورتت نقاشی کشیده ام همانطور که دلم می خواست .باشی حالا چشمانت فقط مرا می بیند و لبخند همیشگی ات لحظه های نبودنت را می پوشانند. فقط مانده ام هوس بوسیدنت را چه کنم؟!

دنیاي عجيبي شده است . . .
براي دروغ هايمان ،
خدا را قسم ميخوريم ،
و به حرف راست که ميرسيم ؛
مي شود جان ِ تــو ...

دیروز
عبور تو در کوچه ها وزید ،
و هنــــوز
دهان پنجره ها باز مانده است !

به ســــــــلامتیِ اونی که تو عصبانیت خواست آرومم کنه ...
هر چی از دهنــم در اومد بهش گفتم .
آخــــرش گفــت :
بهتری ؟


دل من نازک است یا چشمان تو تیز ...!
هرگاه نگاه به تو میدوزم ،
بند دلم پاره میشود ...!
چسبیده ام به تو ،
بسان انسان به گناهش !
هرگز ترکت نمیکنم .

- صدا ميكنم " تـــــــــو " را ؛
اين " جان" كه ميگويي ....
جانم را ميگيرد !
نزن اين حرف ها را ،
دل من جنبه ندارد ؛
موقعي كه نيستي ....
دمار از روزگارم در مي آورد!!

ترجیح مــیدهم همــه را غریبــه صـدا کنم!
تا وقتــی از پشت خنجر میزننـد؛
با خودم بگویم: بـی خیال..
از غریــــــــبـــــــه بیش از ایـن انتظاری نیست
در و دیــــــــــــــوار اتـــــــــــــــــاقم
بـــــــــــــــوی خـــــــــــ♥ـــــــون میدهـــــــــــــد
مـــــــــــن امشـــــــــــب
تمــــــــــــــام وابستگــــــــــــــــــی ام را
بـــــــــــــه تیــــ♥ـــــــغ کشـــــــــــــیده ام

تکــــرار نا منظــــم من بــــی تـــو…
بــی آنـــکه بــدانـی برای تو نفـــس میکشـــــم!![]()
چه آب و جـارویــی
راه انـــداخــتــه انـــد !
چشـم هـا و مـژه هـایـم …

تــــو....
تــــــمام گمــــشده منــــــی....